الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٥ - معناى دوم«الا»
مكان زيد أو عوضا من زيد، انتهى.
ترجمه:
معناى دوّم «الّا»
معناى دوّم « الّا » آنستكه صفت بوده بمنزله « غير » لذا همچون « غير » بواسطه آن و ما بعدش براى جمع نكره يا شبه آن صفت مىآوريم.
مثال جمع نكرهاى كه موصف واقع شده فرموده حقتعالى است:
لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا ( اگر در آسمان و زمين خدايانى بودند غير از حقتعالى هر آينه ايندو فاسد مىشدند).
شاهد در « الّا اللّه» است كه صف براى « آلهة » آمده و آن جمع نكره ميباشد.
بايد توجّه داشت كه « الّا » در اينفرض نه از نظر معنا و نه از جهت لفظ صحيح نيست براى استثناء باشد.
امّا از نظر معنا:
بخاطر آنكه در اينصورت تقدير آيه چنين ميشود:
لو كان فيهما آلهة ليس فيهم اللّه لفسدتا ( اگر در آسمان و زمين خدايانى بوده كه در بين آنها حقتعالى نمىبود هر آينه آندو فاسد ميشدند).
پرواضح است كه اينمعنا فاسد مىباشد زيرامقتضاى مفهوم آن اينستكه اگر در بين خدايان، حقتعالى باشد زمين و آسمان فاسد نميگردد در حاليكه قطعا اينمعنا مقصود و مراد نيست.
و امّا از جهت لفظ:
زيرا « آلهه » جمع نكره بوده و در كلام مثبت واقع شده لذا واجد معناى عموم نيست تا استثناء از آن صحيح باشد، فلذا اگر بگوئيم قام رجال الّا زيدا (ايستادند مردانى مگر زيد).
باتّفاق ادباء صحيح نيست زيرا مستثنا منه يعنى « رجال » عام نيست تا بتوان « زيد » را از آن استثناء نمود.